مولا یعنی چه ؟

حقیقت امر چیست و مولی به چه معناست ؟ برای واضح شدن این مطلب باید به سراغ اهل لغت رفت و قرائن متعدد را دید تا حقیقت مطلب واضح شود .

لفظ مولا به حسب لغت برشانزده معنا دلالت دارد :

  1. مالک
  2.  ربّ
  3. معتق ( آزاد کننده )
  4. عتق ( آزاد شده )
  5. همسایه
  6. خلف و قدام  ( یعنی پشت سر و پیش رو )
  7. تابع
  8. ضامن جریره (یعنی هم سوگند که پیمان با او بسته باشند)
  9. داماد
  10. ابن عم
  11. منعم
  12. منعم علیه (انعام کرده شده بر او)
  13. محب و دوست
  14. ناصر و معین
  15. مطاع و سید
  16. اولی به تصرف در امور

هرگاه لفظی مانند مولا که معانی متعددی دارد در جمله ای استعمال شود برای معنای آن باید رجوع به قراین لفظیه یا عقلیه نمود و پس از دانستن این مطلب باید گفت ، در حدیث متواتره غدیر خم که رسول خدا ( صلّی اللّه علیه و آله ) فرمودند: من کنت مولاه فهذا علی مولاه هیچ شکی نیست که معنای مولا در این حدیث با دوازده معنای اولیه که برای مولا ذکر گردید غیر مرتبط و هیچ مناسبت ندارد بلکه اکثر آن کذب و غیر صحیح است چنانچه واضح است و معانی سیزدهم و چهاردهم که دوست و یاور باشد اولا قرینه لفظیه یا عقلیه موجود نیست که این معنا را تعیین کند و ثانیا این دو معنا اختصاص به حضرت رسول ( صلّی اللّه علیه و آله ) و حضرت امیر ندارد و مشترک است بین جمیع مؤمنین یعنی هر یک از مؤمنین دوست یکدیگرند چنانچه در آیه شریفه می فرماید :

( وَالْمُؤمِنُونَ وَ الْمُؤمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلِیاءُ بَعْضٍ ) ( توبه / 71)

بلکه ملائکه هم دوست و یاور مؤمنین اند چنانچه می فرماید :

(نَحْنُ اَوْلِیائُکُمْ فِی الْحَیوهِ الدُّنْیا وَ فِی الاْخِرَهِ...) (فصلت / 31)

و ثالثا : قراین قطعیه عقلیه و لفظیه موجود ،دلالت بر عدم اراده این دو معناست و این که مراد همان معنای شانزدهم است و معنای پانزدهم با شانزدهم متقارب المفاد می باشد و از جمله، قرائن لفظیه، که شاهد است بر اینکه مراد به مولا، اولی به تصرف است چند مطلب است . اولا جمله ای است که رسول خدا ( صلّی اللّه علیه و آله ) قبل از من کنت مولاه فرمودند، الست اولی بکم من انفسکم ؛ آیا نیستم اولی به تصرف به شما از جان شما ، بعد فرمود: من کنت مولاه ...؛ هر کس من اولی به تصرف هستم نسبت به او، پس علی است اولی به تصرف نسبت به او این جمله قرینه لفظیه صریحه است بر اراده معنای شانزدهمی، به طوری که اراده معانی دیگر به وزن این جمله غیر معقول است به حسب قواعد عربیه و استعمال اهل لسان

ثانیا : قول عمر است که گفت : بخ بخ لک یا علی ! اصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنه

و ابن اثیر در کتاب نهایه گفته مولا در کلام عمر در این مقام به معنای اولی به تصرف است

ثالثا : قصیده حسان بن ثابت در غدیرخم است که بین خاصه و عامه مشهور است و محل شاهد این بیت است

فقال له قم یا علی فاننی

رضیتک من بعدی اماما و هادیا 

پس معلوم می شود که بر حسان که یکی از حاضرین مجلس غدیر خم بود ظاهر بوده که مولا به معنای اولی به تصرف که همان معنای امام است بوده

رابعا : ، قول النبی ( صلّی اللّه علیه و آله ) : انت امام کل مؤمن و مؤمنه بعدی و ولی کل مؤمن و مؤمنه بعدی این جمله را خوارزمی از زیدبن ارقم و عبدالرحمان بن ابی لیلی و ابن عباس در اخبار حدیث غدیر خم نقل نموده و نیز احمدبن حنبل و ابن مغازلی شافعی و ابن مردویه به چندین روایت از بریده نقل نموده اند که گفت از سفر یمن برگشتم و به خدمت رسول خدا ( صلّی اللّه علیه و آله ) رفتم و خواستم شکایت از علی بن ابی طالب نمایم ، رسول خدا ( صلّی اللّه علیه و آله ) متغیر شدند و فرمودند :

یا برید! الست اولی بالمؤمنین من انفسهم ؟

عرض کردم بلی یا رسول اللّه ! پس فرمود :

من کنت مولاه فعلی مولاه ان علیا اولی الناس بکم بعدی

و از جمله قرائن ، آیه مبارکه

(یا اَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رِبِّکَ...) ( مائده / 67 )

و آیه شریفه

(... اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ...) ( مائده / 3 )

و آیه شریفه

(سَئَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ) ( معارج / 1 )

که از معانی این آیات شریفه و شان نزول آنها قطع حاصل می شود که مراد به مولا، اولی به تصرف است که مقام امامت و خلافت می باشد .

و از جمله قرائن عقلیه، این است که بر هیچ عاقلی مخفی نیست که با خصوصیات واقعه غدیر خم که زیاده از صد هزار، عدد مسلمین بوده است و متفرق بودند واقلا اول و آخر آنها زیاده از چهار فرسخ بوده امر رسول خدا( صلّی اللّه علیه و آله ) که همه را جمع نمایند خصوص در وقت ظهر و در عین شدت گرما که مردم عباهای خود را به پاهای خود پیچیدند و ردا را بر سر خود افکندند تا بتوانند شدت گرما را تحمل و توقف نمایند پس منبری از سنگ و جهاز شتر ترتیب دهند و نیز نزول قافله در مکانی که هیچ وقت معهود نبوده و بردن رسول خدا( صلّی اللّه علیه و آله ) حضرت امیر( علیه السّلام ) را همراه خود بالای منبر و بلند نمودن او را به طوری که همه جمعیت او را ببینند و فرمودن اینکه : ((الست اولی بکم من انفسکم )) و پس از جواب بلی ، فرمودند: ((فلیبلغ الشاهد الغائب به ان من کنت مولاه فعلی مولاه )) یعنی حاضرین به غایبین برسانند که هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست و بعد از آن دعا فرمودند: ((اللهم وال من والاه و عاد من عاداه) این همه قرائن عقلیه دلیل واضحند که مقصود رسول خدا( صلّی اللّه علیه و آله ) به جز، نصب نمودن علی بن ابیطالب ( علیه السّلام ) به امامت و خلافت نبوده و از شخص عاقل این همه تکلفات صادر نمی شود در بیان امری که واضح است و معقول نیست که این عده را جمع فرماید که فقط به مردم بگویند هر که من دوست او هستم فلانی هم دوست اوست .